فضای مجازی و فرهنگ مصرف گرایی بدون تعهد
به دستم کِرم زدم نمیتونم لایک کنم
محمد نجاری – آذر 1404
مقدمه
فضای مجازی در ایران طی این سالها تبدیل به یک آینه اجتماعی شده است، آینهی که نه تنها بازتابدهندهی رفتارهاست، بلکه عمیقترین انگیزهها و ضعفهای فردی و جمعی جامعه ایرانی را عریان میکند. رشد و محبوبیت لودگی، سکوت و بی تفاوتی به تفکر و ادامهی حضور بدون تعامل، در فضای مجازی نه تصادفی و نه ناشی از ضعف فردی است، بلکه نتیجهی یک الگوی جمعی عمیق، خودخواهانه و محافظهکارانه تاریخی است. این یادداشت بر اساس مشاهدات تجربی اجتماعی و روانشناسی جمعی نوشته شده است، و هدفش پاسخ به سه پرسش اساسی است که چارچوب تحلیل جامعهی مجازی ایران را از دیدگاه تجربیات اجتماعی و روانشناسی نگارنده شکل میدهند.
نخست : چرا لودگی بیش از تفکر مورد توجه قرار میگیرد؟
لودگی و محتوای سطحی در فضای مجازی محبوبیت زیادی دارد چون بخش بزرگی از جامعه، به ویژه افرادی که جرات یا توانایی روبهرو شدن با خود و دیگران را ندارند، به ضعف، سطحینگری و رفتارهای سادهلوحانه گرایش دارند. این گرایش نه صرفاً ناشی از کمسوادی، بلکه نتیجه نیاز روانی عمیق به حفظ وضع موجود و فرار از مواجهه با خودآگاهی و چالشهای فکری است. محتوای سطحی هیچ پرسش، نقد یا مسئولیتی ایجاد نمیکند و افراد را در فضای امن و آسودهی قرار میدهد که در آن میتوانند بدون فشار روانی مصرف کنند مطالب بی ارزش باشند، و همین مساله سبب میگردد که خود را بالاتر یا بهتر از دیگران احساس کنند و به نوعی رضایت کوتاهمدت پیدا نمایند. محتوای ناشی از لودگی به شکل ظریف، نیاز به تفکر، تحلیل و تصمیمگیری را حذف کرده و مخاطب را به یک چرخه منفعل از دریافت و مصرف میکشاند، جایی که هیچ مسئولیت یا فشار واقعی برای تعامل وجود ندارد. در مقابل، فرد متفکر حتی با آرامترین و محترمانهترین بیان، نظم روانی مخاطب را مختل میکند و آینهی دردناک از عدم توانایی، شناخت و تحلیل را به فرد نشان می دهد، وی در این آیینه شاهد ضعف و کمعمقی خود و از سوی با توانایی و خرد دیگران مواجه میشود. این تجربه اضطرابآور و مقاومتبرانگیز است و سبب می گردد بسیاری از افراد از مواجهه با حقیقت و چالشهای فکری اجتناب کنند و به جای آن به لودگی و رفتارهای سطحی پناه ببرند. ریشه این مسئله در خودمحوری، ترس جمعی و محافظهکاری فرهنگی است؛ افرادی که از خودآگاهی و نقد خود میترسند، انتخاب میکنند که ضعف و سادگی را برگزینند، و از مواجهه مستقیم با خرد و توانایی واقعی فاصله بگیرند. افزون بر این، لودگی و رفتار سطحی یک ارضای روانی کوتاهمدت فراهم میکند که افراد را از مسئولیت، تعهد و فشار اجتماعی دور نگه میدارد و به شکل ناخواسته وضعیت روانی جمعی را تثبیت میکند، و به همین دلیل در ایران این الگو بسیار پایدار و گسترده است.
دوم : چرا دنبال کنندگان واکنشی نشان نمیدهند؟
سکوت دنبالکنندگان یک کنش خاموش، صریح و کاملاً رک است که ریشه در خودخواهی، خودبزرگبینی کاذب، محافظهکاری اجتماعی که ریشه در ترس از مواجهه با حقیقت و تواناییهای دیگران دارد. این افراد حاضرند همه چیز را ببینند و تحلیل کنند، اما هیچگاه موضع نمیگیرند، هیچ تعهدی نشان نمیدهند و هیچ مسئولیتی قبول نمیکنند. لایک یا کامنت دادن برای آنها معادل هزینه دادن است؛ چیزی که از آن وحشت دارند. این سکوت نه فقط دفاع روانی بلکه یک استراتژی خودمحورانه و محکم برای استفاده از دانش دیگران بدون پرداخت هزینه است. در عین حال، همین افراد برای دلقکها، لودهها و محتواهای سطحی با اشتیاق تعامل، لایک و کامنت میگذارند و این پست ها را منتشر میکنند، چون در آنها خودبزرگبینی کاذبشان تقویت میشود و نیازی به مواجهه با حقیقت یا خودآگاهی ندارند. این کنش، تصویری روشن و ملموس از رفتار جمعی ایرانیان در طول تاریخ اجتماعی و فرهنگی شان است، در شکل مدرنش مانند فردی است که از پشت پنجره با دوربین خانه های روبرو و خیابان های اطراف را دید میزند. سکوت، یک روند پایدار و استراتژیک است که به افراد اجازه میدهدکه خود را سانسور نمایند، بدون هیچ ریسک یا هزینه اجتماعی؛ این رفتار بازتابی از ترکیب خودمحوری، محافظهکاری و لذت از ضعف دیگران است. در این بخش که به سکوت و نظارت خاموش دنبال کننده ها پرداختم، در واقع به رفتارهای خودخواهانه و ترسهای جمعی در فضای مجازی اشاره می نمایم که افراد بهویژه در جامعه ایران از آن رنج میبرند. در فضای مجازی در ایران افراد حاضرند بدون این که هیچ مسئولیتی بپذیرند، دانش و ایدههای دیگران را مشاهده کنند و از آن بهرهبرداری کنند اما در عمل از پذیرش مسئولیت یا اظهار نظر خودداری میکنند. این سکوت نه تنها یک راه دفاعی است، بلکه روشی است که افراد بهوسیله آن میتوانند بدون اینکه محتوا رو تایید یا رد نمایند از محتوای متفکرانه استفاده کنند. لایک یا کامنت گذاشتن برای یک فرد متفکر میتواند به معنای تایید آن فرد باشد و از سوی قبول نقد و پذیرش چالشهای فکری مروج آن اندیشه باشد، در نتیجه دنبال کننده ها ترجیح میدهند از این برخوردها اجتناب کنند. جالب اینجاست که همین افراد به محتوای سطحی و رفتارهای لودهوار واکنش نشان میدهند، چون این نوع محتوا برایشان کمهزینه است و هیچگونه تهدیدی برای خودآگاهیشان ندارد، از سوی همزمان خود بزرگ بینی کاذبشان را تقویت میکند؛ زیرا با لایک و نشر محتوایی که لودگی را ترویج می دهد، احساس میکنند که خود را در موقعیت اجتماعی مطلوبتری قرار داده اند، بدون اینکه مجبور به مواجهه با چالشها یا نقدهایی شوند که ممکن است موجب کاهش خودارزشیشان گردد.
در نهایت، این نوع سکوت و تعاملهای منفعلانه در فضای مجازی تصویری روشن از رفتار جمعی ایرانیان است؛ افراد بهگونهی عمل میکنند که در پس پرده و در قالب پنجرهی از دور نگاه میکنند، صداها را میشنوند، اما هیچگونه واکنشی نشان نمیدهند. این رفتار یک روند استراتژیک است که به افراد اجازه میدهد از محتوای متفکرانه استفاده کنند، اما در عین حال خود را از هر گونه ریسک اجتماعی و روانی دور نگه دارند. در این فرآیند خودمحوری و محافظهکاری فردی به هم پیوستهاند و تقویتکنندهی رفتارهای خودخواهانه جمعی در جامعه ایران میگردد، افراد معمولاً به دنبال احساس راحتی و امنیت روانی هستند، بهویژه در جامعهی که به دلایل اجتماعی و سیاسی، نقد و افکار مخالف میتوانند پیامدهای جدی داشته باشند. به همین دلیل، از پذیرش نظرات یا مشارکت در مباحث پیچیدهی که ممکن است موقعیت اجتماعیشان را به خطر بیاندازد، خودداری میکنند. در عین حال، تایید محتوای افراد سطحی و لوده در فضای مجازی نشاندهنده نوعی سرخوشی جمعی است که به افراد اجازه میدهد در مقابل دیگران احساس برتری مقطعی کنند، بدون اینکه به چالشهای واقعی یا توسعه ی خرد جمعی وارد شوند. این روند در نهایت به یک بحران فرهنگی و سپس سیاسی منجر میگردد که در آن افراد قادر به تفکر عمیق یا مواجهه با دشواره ی آموزش نیستند و فقط به رفتارهایی که بازتابدهنده ضعفهای دیگران هستند پناه میبرند.
سوم : چرا آنفالو نمیکنند؟ نظارت خاموش و بهرهبرداری بدون هزینه
آنفالو نکردن، نشانهی یک الگوی بسیار پیچیده و توصیفی از «نظارت خاموش» است. دنبالکنندگان نه برای همراهی و تعامل واقعی، بلکه برای مقایسه، ارزیابی و بهرهبرداری یکطرفه، حضور فرد متفکر را حفظ میکنند. فرد متفکر برایشان تبدیل به مرجعی میگردد که میتوانند بدون پرداخت هیچ هزینهی اقتصادی، اجتماعی یا روانی، از دانش، بینش و تجربهی او بهره ببرند، بدون آنکه مسئولیتی برای تأیید یا مخالفت را بر دوش بگیرند. این رابطه یک تصویر واضح و توصیفی از «مصرف گرایی بدون تعهد» است مخاطب نگاه میکند، یاد میگیرد، تحت تأثیر قرار میگیرد، اما در عین حال فاصلهی محافظهکارانه و بدون هزینه با فرد متفکر را حفظ می نماید این وضعیت نشان میدهد که این روند بازتابدهندهی ترکیبی از کنجکاوی، خودمحوری، ترس جمعی و محافظهکاری روانی است که در سطح اجتماعی و سیاسی تثبیت شده است. آنها از دیدن دانش و تواناییهای دیگران استفاده می کنند، اما هیچگاه حاضر نیستند کوچکترین هزینه اجتماعی، برای نقد، پذیرش یا مخالفت بپردازند، در مقابل، محتواهای لوده و دلقکوار را با اشتیاق لایک، کامنت و نشر میدهند، چون این کار به آنها احساس برتری لحظهی، سرگرمی فوری و ارضای خودمحورانه میدهد، بدون هیچ مواجهه با حقیقت یا تفکر عمیق.
جمعبندی
آنچه در فضای مجازی ایران مشاهده میشود، نه ناشی از بیتوجهی یا کمسوادی، بلکه بازتاب یک انتخاب جمعی و کاملاً آگاهانه است: انتخاب ضعف، سادگی، و لودگی به جای روبهرو شدن با اندیشه و تفکر. در ایران افراد متفکر با همه ی تواناییها، بصیرت و خودآگاهیشان اغلب نادیده گرفته میشوند، زیرا حضورشان آینهی دردناک از ضعف، ترس جمعی، خودخواهی و خودبزرگبینی کاذب دیگران است. در همین حال، همان افرادی که متفکران را نادیده میگیرند، با اشتیاق لودهها و دلقکها را تایید و محتوای سطحیشان را منتشر میکنند، زیرا این رفتار کمهزینه است و خودبزرگبینی کاذبشان را تغذیه میکند بدون اینکه مجبور به مواجهه با حقیقت، تفکر یا مسئولیت گردند. لودگی محبوب است چون امن است، سکوت رایج است چون هزینه ی اجتماعی و روانی ندارد، و از سوی آنفالو فرد متفکر رخ نمیدهد چون نظارت خاموش و بهرهبرداری بدون هزینه، سودمندترین و راحتترین رفتار برای افراد خودمحور و محافظهکار در جامعهی ایران است. این وضعیت نشانه یک بحران فرهنگی، اجتماعی و سیاسی عمیق و گسترده است؛ بحرانی که در آن خرد، تفکر مستقل و قدرت فکری اغلب قربانی خودخواهی، ترس جمعی و علاقه به مصرف آسان و بدون هزینه میشوند، و جامعه به سوی سرگرمیهای سطحی و لودگی به جای رشد فکری و خودآگاهی حرکت میکند.