بحران اخلاقی و کنش در شبکههای اجتماعی
دستتان کثیف است لطفا به این شیشه دست نزنید
محمد نجاری – آذر 1404
من در این متن، از تجربه شخصی ام نسبت به رفتار یکی از آشنایان سابقم در سال 1397 که در شبکههای اجتماعی فعال بوده و هست را بازگو میکنم، وی شاعر، داستان سرا و برنامه ساز سفارشی است که در دوران ریاست جمهوری آقای رئیسی به آمریکا هم سفر کرد، مانند همان سفرهای پادشاهان قاجار که گروهی بی سواد به نمایندگی از فرهنگ و تاریخ این سرزمین به اروپا و سایر جاها می رفتند. اما موضوع مدنظر من از چه قرار بود : یک روز دیدم در شبکه ایکس ( توییتر سابق) با این مضمون نوشته : چرا سر هرچیزی من را منشن یا تگ می کنید. خیلی تعجب کردم چرا که خودش فردی است که فعالیت زیادی در اینستاگرام، ایکس و سایر شبکههای اجتماعی دارد، و با انتشار مداوم جزئیات زندگی شخصی و خانوادگی، توجه مخاطبان را جلب میکند که خوب اشتباه هم نیست و هرکسی میتواند به هر شکلی که دوست دارد فعالیت کند، اما نکته مهمی که سبب شد به این فرد و امثال این افراد واکنش نشان دهم این بود که دیدم او از رفتار مردم به این سبک خرسند نیست و گله مند است! و در عین حال نسبت به کوچکترین تعاملات آنها به خودش ناراحت و حساس میگردد. این تضاد مرا واداشت تا از دید اجتماعی به این رفتار نگاه کنم و ابعاد آن را تحلیل کنم.
در همان زمان رفتم صفحه ی ایکسش را زیرو رو کردم، دیدم که او درباره همه چیز مطلب میگذارد، رفتار فرزندانش، میز شام، تعداد قاشقها، اتفاقات روزمره و حتی جزئیات گفتوگوهای خانوادگی، و اساسا این خودافشایی باعث شده مردم به او توجه کنند و احساس نمایند با فردی مواجه هستند که او هم به آنها توجه خواهد داشت و با همین روش که در آن سالها بیشتر مد بود، توانست در فضای مجازی موقعیتش را تقویت کند. از نظر من، این نوع رفتار نمونهی از سوء استفاده از سرمایه اجتماعی مردم است؛ این افراد بدون اینکه مخاطبان بخواهند، آنها را در فرآیند ساخت شهرت خود دخیل میکنند که تا اینجا هم به نظرم همه چیز طبیعی است، اما نکتهی قابل بررسی، تناقض رفتار او بود: از یک سو همه زندگی شخصیاش را منتشر میکند و از سرمایه اجتماعی مخاطبان استفاده می نماید، اما وقتی دیگران او را تگ میکنند یا منشن میکنند، آزرده میشود و پاسخ نمیدهد و نمیخواهد از سرمایه اجتماعی خودش برای مردم خرج نماید. به نظر من این رفتار نمونهای از تضاد کنشی در فضای شبکههای اجتماعی است: فرد هم نیازمند دیده شدن است و هم خواهان حفظ حریم خصوصی خودش است. من از دید جامعهشناسی این تناقض را خودافشایی پشت شیشه میدانم.
من معتقدم وقتی کسی مردم را با تولید محتوا به خود مشغول میکند، مسئولیتی در قبال آنها دارد. این مسئولیت شامل توجه به واکنشها و احترام متقابل است. در بررسی های من وی از کوچکترین تعاملات دیگران آزرده می شد، در حالی که خودش با پستهای متعدد، مردم را به توجه مجبور کرده بود. از دید من، این نمونهی از بحران اخلاقی و کنش در شبکههای اجتماعی است و به دلیل همین تضاد اخلاقی همان سال 1397 وی را آنفالو کردم و البته بگویم وی احترام زیادی برای من قائل بود، امروز را نمی دانم!
من رفتار این افراد در فضای مجازی را « خودافشایی پشت شیشه » میدانم، چون این افراد از توجه مردم برای افزایش شهرت خود بهره میبرد، اما کوچکترین تعاملی با مخاطبان را تحمل نمیکند و نمی خواهند وقتی برای مردم بگذارند. به نظر من، این رفتار نشاندهنده خودمحوری و سوءاستفاده از سرمایه اجتماعی مردم است و باعث ایجاد بحران اصالت و مشروعیت اجتماعی میشود، زیرا موقعیت او بدون مشارکت مخاطبان ممکن نبود.
در این بررسی کوتاه به چند نکته رسیدم که در زیر بدان اشاره میکنم:
- انتشار جزئیات زندگی خصوصی، ابزاری برای جلب توجه و ساخت موقعیت اجتماعی است.
- تضاد بین نیاز به دیده شدن و خواست حفظ حریم خصوصی، باعث پارادوکس رفتاری میشود.
- مسئولیت اخلاقی در برابر مخاطبان، بخش جداییناپذیر کنش های مجازی است.
- سوءاستفاده از توجه مردم بدون رعایت مسئولیت اخلاقی، منجر به بحران اصالت و مشروعیت میشود.
من تجربه خودم را از این زاویه دیدم و معتقدم چنین رفتارهایی نمونهی روشن از تناقضات و چالشهای اخلاقی در شبکههای اجتماعی هستند.