نشر کی نواز
محمد نجاری
نشر کی نواز
محمد نجاری

دکتر ناظری – مهاجرت از دیدگاه جامعه شناسی

“فرهنگ مهاجرت از دیدگاه جامعه شناسی”

 گفتگو با دکتر مهرداد ناظری عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و مدیر گروه جامعه شناسی ادبیات انجمن جامعه شناسی ایران

پرسش گر محمد نجاری

یکی از مهمترین مضرات مهاجرت و اساسا شکل گیری فرهنگ مهاجرت در هر جامعه ی ، از دست دادن نیروی انسانی متخصص ، دانشجویان و پژوهشگران توانمند آن کشور است که به هر دلیلی فرهنگ مهاجرت در آن سرزمین بدون داشتن برنامه و نظارت شکل گرفته باشد ، اما پرسش های بنیادی در اینجا مطرح می گردد آیا میتوان از منظر جامعه شناختی بین مهاجرت نخبگان و نیروی متخصص تفاوت قائل شده ؟ آیا بین توسعه و مهاجرت رابطه ی معنا داری وجود دارد و یک جامعه برای توسعه نیازمند مهاجرت متخصصانش است ؟ اگر هست چگونه میتواند این افراد را پس از کسب دانش به سرزمین اصلی برگرداند . در این گفتگو با دکتر مهرداد ناظری کوشش گردید به مفهوم نخبه ، نیروی متخصص و توسعه پرداخته شود .

 1 – در ابتدا بفرمایید از منظر علم جامعه شناسی ، برای مهاجرت چه تعریفی میتوان ارائه کرد ؟

در خصوص مهاجرت تعابیر و تعاریف بسیار زیادی وجود دارد. به طور عام اگر بخواهیم یک تعریف ساده از آن ارائه دهیم ، می توان گفت که مهاجرت یعنی جابجایی افراد یا گروه های اجتماعی از یک منطقه جغرافیایی به منطقه دیگر در راستای دسترسی به منابع بیشتر. در این مورد باید در نظر داشت که مهاجرت به طول تاریخ بشر قدمت دارد و همواره انسان ها از نقطه ای به نقاط دیگر در حال جابجا شدن بوده و هستند. اما آن چه که مهاجرت را در دوره جدید حائز اهمیت ساخته است، شکل‌گیری اشکال جدیدی از مهاجرت است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. بر این اساس می توان تعریف جدیدتری از مهاجرت را ارائه داد. مهاجرت یعنی ایزوله شدن یا جدا شدن یک فرد از جامعه خویش به طوری که او احساس می کند که در انتخاب ها یا حوزه های تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی امکان تغییر وضعیت  برای خود را ندارد و وقتی در چنین وضعیتی قرار می گیرد ترجیح می دهد که به کشورهای دیگر مهاجرت نماید. در واقع به تعبیر دیگر می توان گفت که زمانی که فرد از فاز همبستگی اجتماعی با جامعه خویش دور می شد و یا دچار شکاف می شود، ترجیح به تغییر مکان زندگی را در خود می یابد. نکته دیگر این که گاهی اوقات  مهاجرت در تغییر تطابق ها و سازگاری ها معنا می یابد. یعنی وقتی که قدرت تطابق یا سازگاری یک فرد یا گروه در کشور مبدا کمرنگ می شود فرد یا گروه به فکر این می افتند که وارد سازگاری های جدید در نقاط دیگر کره زمین شوند. در حقیقت آنها ترجیح می دهند به موقعیت جدیدی نزدیک شوند که در آنجا امکان سازگاری جدید برای آنها وجود داشته باشد.

2 مهاجرت را از منظر جامعه شناسی به چند دسته می توان تقسیم نمود ؟

مهاجرت اشکال گوناگونی داردکه می توان از مهاجرت های اجباری، ‌اختیاری، مهاجرت فردی، گروهی، مهاجرت‌های توده‌وار، مهاجرت نخبگان(با عنوان فرار مغزها) و … را نام برد. اما به نظر می رسد که در دوره‌ی جدید ما با اشکال جدید مهاجرت روبرو هستیم. اگر در گذشته مهاجرت برای تحصیلات عالیه یا تغییر شرایط اقتصادی افراد انجام می گرفت در حال حاضر بسیاری از مهاجرت ها صبقه فرهنگی پیدا کرده است. در حقیقت با تعابیر جدید جامعه‌شناسی می توان گفت که مهاجرت به دلیل خواست آزادی انتخاب، گستره‌ی انتخاب ها و تحقق خواسته ها  و آمال های انسانی صورت می پذیرد. از سوی دیگر زمانی که اقشار جامعه نمی توانند پاسخگوی نیازهای زندگی خویش باشند ترجیح می دهند مهاجرت کنند. در اینجا باید در نظر داشت هر چند بین مهاجرت و فرار در جامعه‌شناسی تفاوت قائل می شوند اما باید پذیرفت که اشکال جدید نقل و انتقال نیروی انسانی در دوره‌ی جدید بیشتر در قالب فرارها دیده می شود که می توان آن را از نابهنجارترین اشکال گوناگون مهاجرت دانست، جرا که دوراندیشی و هدفمندی در آن وجود ندارد. وقتی که گروهی به هر دلیلی به حسب جبر مهاجرت، از کشور خود فرار می کنند، این افراد ممکن است با هزینه‌های زیادی برای رسیدن به مقصد روبرو شوند و چه بسا که گاهی دیده شده افراد در این نوع جابه جایی ها به دلیل رعایت نکردن قوانین و قاعده های لازم کشورهای مقصد در مسیر رسیدن، جان خود را نیز از دست می دهند. اما به طور کلی اگر بخواهیم یک تحلیل جامعه‌شناختی امروزی ارائه دهیم باید گفت که قطبی شدن جمعیت جهان و تغییر میزان دسترسی به منابع اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی باعث شده تا نقاطی از کره زمین برای زندگی مناطق بحرانی و در مقابل آن نقاطی بسیار مناسب برای مهاجرت تشخیص داده شود و از این منظر بسیاری از مردم جهان در حال حرکت به آن نقاط مطلوب هستند. از طرف دیگر یکی از مکانیزم های گسترش مهاجرت سیاست گذاری کشورهای مقصد در راستای جذب نیروهایی با بهره‌وری بالا است. مثلا در کشور امریکا قاعده های مربوط به مهاجرت اعم از قرعه کشی لاتاری و غیره با تفکر و برنامه ریزی های دقیقی صورت می گیرد به طوری که آنها بتوانند نخبه و نیروهای مورد نیاز خود را تأمین نمایند. گفته می شود اگر کشور امریکا نیروی مهاجر نخبه خود را از دست بدهد به یک کشور درجه دو یا سه آفریقایی تبدیل می شود. از این منظر می توان گفت که در کشورهایی مثل آمریکا ، کانادا و یا استرالیا منبع اصلی برای تحرک و تغییر را نیروی انسانی می دانند و تلاش می کنند تا با جذب نیروهای کارآمد مسیر خود را برای رسیدن به توسعه هموار نمایند. در یک نگاه کلاسیک به مقوله مهاجرت گفته می شود که اصولا ایجاد دافعه در کشورهای مقصد و ایجاد جاذبه در کشورهای مبدأ از عوامل اصلی تحرک و جابجایی جمعیت به حساب می آید. اما باید در نظر داشت یکی از نکات مهم در دوره جدید” مک دونالدی شدن جهان امروز ” است. در حقیقت با یک نگاه خاص باید گفت که جهان مک دونالدی شده و این که بافت فرهنگی امروز یک نوع مدرنیته خاص را در تمام جهان به وجود آورده و باعث شده تا جذابیت زندگی برای همگان ایجاد شود . این مساله به صورت احساس بی ارزشی نسبت به فرهنگ خودی و قدرت فرهنگ مدرن در پاسخ به نیازهای به ویژه جوانان دیده می شود. این وضعیت به خصوص در مورد کشورهایی با سابقه فرهنگی هستند، بیشتر دیده می شود. در حقیقت کشورهای با فرهنگ های غنی در حال از دست دادن نیروی کارآمد خویش هستند و این نکته باعث شده تا آنها در فرایند جابجایی نیروی انسانی هزینه های زیادی را پرداخت نمایند.

3 – از منظر جامعه شناسی آیا میتوان بین مهاجرت نخبگان و نیروی متخصص وجه تمایزی قائل شد ؟

من ترجیح می دهم به گونه دیگری این مسأله را مطرح کنم. به نظر من یک تفاوت بین مهاجرت روشنفکران و نیروی متخصص وجود دارد. در حال حاضر ما با هجمه و گستره‌ی مهاجرت نیروهای متخصص و حتی غیر متخصص روبرو هستیم. اما نیروی روشنفکر نیز از جمله گروه هایی هستند که مهاجرت آنها می تواند هزینه و آسیب های جدی را برای  کشورهای مبدأ داشته باشد. هر چند که یک تعبیر وجود دارد و ‌آن این که گفته می شود در دنیای امروز کشورها به دلیل تعاملات و ارتباطات مجازی و شبکه های اجتماعی می توانند در عین دوری، در کنار هم باشند در این صورت می توان گفت که اگر نخبه یا روشنفکری از کشور خود مهاجرت می کند امکان خدمات‌رسانی به کشور مبدأ ‌خویش را از دست نمی دهد که البته تا حدی این نکته درست است اما در هر حال باید بپذیریم ممکن است موقعیت جدید شرایط فکری، نوع مواجهه فرد با موضوع و سوژه هایی که با آن روبرو می شود را تغییر دهد و یا گاهی اوقات عدم امکان استفاده بهینه از نیروی روشنفکر می تواند آن نیروی نخبه را در کشور مقصد به یک نیروی حاشیه ای مبدل سازد و تأثیر او را بر نیروی نظام اجتماعی و جامعه جهانی کمرنگ نماید. مثل مهاجرت افرادی از ایران همانند بهرام بیضایی ، مرحوم محمد علی اسلامی ندوشن  و غیره را نام برد. اما در یک صورت‌بندی کلی من برای روشنفکر هفت ویژگی و خصیصه قائل هستم که این هفت ویژگی به شرح زیر است:

۱- روشنفکر فردی است که به مرحله‌ی خودآگاهی رسیده و با خودشناسی توانسته نظام فکری و ادراکی مستقل و تأثیرگذاری را در خود پرورش دهد. او انسانی است که از منظر کنشگری در شرایط فعالیت و تأثیرگذاری قرار دارد.

۲- روشنفکر کسی است که دارای هوشمندی لازم برای ایجاد تحرک در جامعه خویش در حوزه های گوناگون اعم از اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. در حقیقت او تشخیص می دهد که چگونه می توان در حوزه‌های گوناگون در جامعه تحرک یا تغییر ایجاد کرد یا جامعه را رو به جلو سوق داد. شاید از منظر جامعه‌شناسی تفسیری بتوان این گونه بیان کرد که روشنفکر کسی است که در او،” من اندامی یا من خلاق”(I) نسبت به “من اجتماعی”(ME) او رشد یافته است و این موضوع باعث شده تا او بتواند قدرت تأثیرگذاری بالایی بیابد.

۳- قدرت شبکه‌سازی داشتن در فرد روشنفکر بسیار حایز اهمیت است. او توان این را دارد که گروه های نخبه، مستقل و توسعه‌گرا را ایجاد نموده و با تأثیرگذاری بر روی آنها جلوه هایی از تغییر و تحول را محقق سازد.

۴- فرد روشنفکر کسی است که تفکر خلاق و تفکر انتقادی در او رشد یافته است و از سوی دیگر به تعبیر سی رایت میلز می توان گفت که او دارای “تخیل جامعه‌شناسی” است. بنابراین می تواند با تخیل کردن و با نگاه منتقدانه و خلاق داشتن وضع موجود را به سمت وضع مطلوب تغییر دهد.

۵- نکته دیگر در روشنفکر دگردوستی‌های متعدد داشتن است. انسان روشنفکر کسی است که همدلانه و دلسوزانه برای انسان و جامعه خویش گام برمی‌دارد. از این منظر او دچار نوعی دگردوستی است. شاید به تعبیری گفت سواد عاطفی در او نسبت به سایر افراد بالاتر است.

۶- او دوستار تعامل بین انسان و محیط زیست است. در حقیقت او می داند که تخریب محیط زیست را باید جدی گرفت و باید راهبردی را در راستای تعامل بین انسان و طبیعت پیدا کرد. به تعبیر دیگر او در پی آن است که با نگاه نقدانه نسبت به محیط زیست و تأثیرات مخربی که انسان داشته راهبردهایی به سوی تغییر را ایجاد نماید.

۷- قدرت فرصت‌سازی برای جامعه خویش و قدرت مسئولیت جمعی بالا داشتن از جمله خصیصه های دیگر روشنفکری است. بنابراین می توان یک خط تمایزی بین نیروی متخصص و روشنفکر در نظر گرفت منتها نیروی متخصص کسی است که احتمالا و صرفا مدرک تحصیلی دانشگاهی دارد و از این منظر با گرفتن پذیرش از گرفتن یکی از دانشگاه های اروپایی یا آمریکایی تلاش می کند تا مهاجرت خود را امکانپذیر سازد.

4 مهاجرت از منظر جامعه شناسی در یک جامعه تا چه حدی مجاز و شاید مفید تلقی گردد ؟

به طور کلی در خصوص مهاجرت نیروی انسانی نمی توان مجاز بودن یا غیرمجاز بودن را مطرح کرد. در حقیقت ما در دنیایی زندگی می کنیم که هر کس می تواند مکان زندگی خویش را  انتخاب نماید. بر این اساس تمایل یا “اراده‌ی معطوف به مهاجرت” ( این اصطلاح در قالب مفهوم حساس ابداع خود من است) می تواند در هر انسانی وجود داشته باشد. اما نکته ای که پدید می‌آید این است که اگر از منظر سی رایت میلزی به موضوع نگاه کنیم، این گونه باید دید که وقتی در جامعه ای به تعداد مهاجرت به صورت محدود صورت می گیرد در آن صورت آسیب یا خسارتی به کشور مبدأ وارد نمی شود اما زمانی که تعداد فراوانی یک پدیده افزایش می یابد به طوری که دیگر احساس می شود در آن زمینه نوعی نقصان یا کمبود ایجاد خواهد شد، در آن صورت باید گفت که ما با یک مسأله اجتماعی ( (social problem روبرو هستیم. بر این اساس در یکی، دو دهه اخیر در ایران ما با یک مسأله‌ی اجتماعی جدی به نام فرار انسان ها روبرو هستیم که با خود مهاجرت متفاوت است. لذا از این منظر می توان این گونه در نظر گرفت که در ایران ما نتوانسته ایم سیاستگزاری شغلی ، توجه خاص داشتن به انسان های توانمند برنامه های رفاهی داشته باشیم تا بتوانیم کیفیت زندگی نیروی انسانی جوان را در یک حد نرمال نگه داشته و انتظار داشته باشیم که آن ها در کشور خود باقی بمانند اگر چه همواره مهاجرت با سختی ها و دشواری های فراوانی روبرو است اما به نظر می رسد که با توجه به بحران‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی که در جامعه ایران وجود دارد تمایل و درخواست به مهاجرت و به نوعی فرار  رو به افزایش است. یک نکته در این بحث نباید فراموش شود و آن این که از منظری افراد در حال حاضر به دو دسته تقسیم می شوند ، عده ای که مهاجرت می کنند و عده ای که حتی تا پایان عمر فکر مهاجرت را در سر دارند اما شاید قدرت ریسک یا تاب آوری ساخت زندگی دیگر در کشور جدید را ندارند.

5 از منظر جامعه شناسی بین مهاجرت و توسعه رابطه معنا داری وجود دارد ؟

بدون شک بین مهاجرت و توسعه رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. از منظری می توان گفت که اگر با نظریات و تئوری های مکتب وابستگی به موضوع نگاه شود می توان گفت که با توجه به شرایطی که در کشورهای جهان سوم در مورد توسعه وجود دارد یعنی فقدان سرمایه، عدم وجود نهادهای دموکراتیک، گسترش وسیع استثمار و تداوم تقسیم کار نابرابر بین المللی باعث می شود تا همواره نیروی انسانی زبده از کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته  به کشورهای پیشرفته مهاجرت صورت پذیرد. در حقیقت رابطه نابرابری که بین این کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته وجود دارد عامل اساسی مهاجرت به حساب می آید. اگر این تفاوت و تضاد برطرف شود طبیعتاً ما با حجم عظیم مهاجرت روبرو نخواهیم شد.. در سالهای اخیر به دلیل وجود اشکال گوناگون بحران های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی باعث شده تا مردم مهاجرت را انتخاب کنند. مایکل تودارو یکی از متخصصین توسعه سه هدف را در توسعه مدنظر قرار می دهد.

۱- تأمین نیازهای اساسی انسان

۲- اعتماد به نفس

۳- آزادی و توانایی انتخاب

اگر این سه وجه را در نظر بگیریم و آ‌ن را به عنوان مصداق اصلی مهاجرت و در تطبیق با آن در نظر بگیریم، باید گفت در کشور ایران در سالهای اخیر مردم در تأمین نیازهای اقتصادی خود دچار مشکل شده اند. وجود اقتصاد تورم گونه، عدم امکان ایجاد شغل های درآمدزا باعث شده تا اقشار جامعه رو به مهاجرت آورند. و اما نکته مهم شاید به تعبیر مایکل تودارویی آزادی و توانایی انتخاب است که افراد را به مهاجرت ترغیب می سازد. در سالهای اخیر از منظری می توان گفت میزان از خودبیگانگی در جامعه ایران به شدت گسترش یافته است و این عامل اختلال روانی جه در سطح فردی و چه در سطح جمعی یکی از دلایل اصلی مهاجرت به حساب می آید. هر چند که گفته می شود افراد مهاجر نیز به خصوص آنهایی که در سنین بالا مهاجرت می کنند ، به اختلال های جدید ناشی از دور شدن از وطن مبتلا می شوند اما افراد ترجیح می دهند که ریسک کرده و مسیرهای جدید را انتخاب نمایند.

6 آیا ما از منظر جامعه شناسی میتوانیم مدعی این باشیم که در این دو دهه نخبه پروری کرده ایم ؟

بدون شک ایران یکی از نخبه‌پرورترین کشورهای خاورمیانه در آسیا به حساب می آید. گسترش دانشگاه ها بخصوص تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی  و گسترش تعداد فارغ التحصیلان  دانشگاهی باعث شده تا میزان درخواست برای مشاغل تخصصی بیشتر از گذشته شود. در حقیقت ما در سالهای اخیر به ویژه در میان زنان با یک تحول را در جامعه روبرو هستیم. بسیاری از زنان ایرانی توانسته اند به تحصیلات عالی و آکادمیک دست یابند. حتی می توان این گونه گفت که در حال حاضر آ‌رام آرام میزان فارغ‌التحصیلی و تحصیلات دانشگاهی در بین زنان بیشتر از مردان شده است  و این موضوع باعث می شود که بخش اعظمی از جامعه تمایل به ادامه تحصیل یا پیدا کردن مشاغل عالیه را برای خود طلب کنند. یکی از شغل‌هایی که برای بسیاری از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در حوزه های تحصیلات تکمیلی جذاب است تدریس در دانشگاه است. علی‌رغم این که تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی زیاد شده است اما به موازات آن ما شاهد گسترش جذب هیات علمی در دانشگاه های دولتی و آ‌زاد نیستیم. بر این اساس تعداد زیادی از افراد دچار سرخوردگی شده و وقتی به تحصیلات عالیه دست می یابند و نمی توانند شغل مناسب یعنی مثل کارهای پژوهشی یا تدریسی در دانشگاه را بیابند، ترجیح می دهند برای پیدا کردن شغلی مناسب به کشورهای پیشرفته مهاجرت نمایند. میزان مهاجرت در دو دهه اخیر افزایش یافته است. اما چند تغییر اساسی در بافت آن دیده می شود.

۱- اگر در گذشته درخواست مهاجرت بیشتر از طبقه بالا و طبقه پایین جامعه بود هم اکنون بخش اعظمی از طبقه متوسط درخواست کننده مهاجرت هستند. در واقع این بخش از جامعه ، با توجه به این که ترجیح می دهند یک کنشگر فرهنگی باشند مثل نویسنگان و شعرا و هنرمندان . با توجه به بسته شدن فضای فرهنگی کشور و غلبه رانت خواری و فساد اداری و کم شدن فرصت پیدا کردن شغل های فرهنگی ، میزان درخواست مهاجرت در طبقه متوسط رو به فزونی گذاشته است. از طرف دیگر این روزها مهاجرت فقط شامل حال نخبگان دانشگاهی نمی شود بلکه بسیاری از افرادی که در حوزه های فنی- حرفه ای مشغول به کار هستند نیز درخواست به مهاجرت دارند. در سالهای اخیر میزان مهاجرت پزشک ها، پرستارها بسیار زبانزد بوده و آن هم به این دلیل که دیگر پزشکان مثل گذشته نمی توانند در ایران درآمد بالایی داشته باشند و به نوعی اگر امکان مالی خانوادگی برای تأسیس کلینیک یا مطب را نداشته باشند، امکان درآمدزایی در سطح بالا برایشان وجود ندارد بر این اساس ترجیح می دهند که به کشورهای دیگر مهاجرت کنند.در گذشته هیچ تفاوتی بین پزشک جوان فارغ التحصیل دانشگاه دولتی و آزاد وجود نداشت . اما هم اکنون آن کسی که توان مالی بالایی دارد شغل پزشکی برایش نان و آب دار به حساب می آید. و می تواند با تاسیس کلینک های خاص زیبایی و غیره درامد خوبی داشته باشند در غیر این صورت پزشک جوان بی سرمایه درامدی معادل یک کارمند متوسط را دارد.

نکته آخر این که یکی از اشکال جدید مهاجرت که حتی شامل حال ایران هم می شود این است که عده ای بر این اعتقادند که یکی از دلایل مهاجرت مسأله‌ی آسیب های محیط زیستی است. کانتا کوماری بهاتناگار نویسنده گزارش بانک جهانی می گوید: اگر کشورها از هم اکنون شروع به کاهش گازهای گلخانه ای یا کنترل شکاف‌های توسعه و احیاء اکوسیستم های حیاتی نمایند ، کمک به سازگاری مردم با محیط خواهند کرد و این می تواند مهاجرت را تا ۸۰درصد کاهش دهد. در واقع خود تجربه‌ی فاصله جدایی میان انسان و طبیعت یک مسأله جدی است. در گذشته به دلیل وجود نظام اخلاقی و سنتی قدیمی ایران، محیط زیست در ایران مورد توجه بود و حفظ می شد. اما در حال حاضر به دلیل شکاف هایی که در جامعه ایران وجود دارد، محیط زیست رو به فروپاشی است. بر همین اساس خود این تجربه‌ی نابودی محیط زیست، اکوسیستم، رودها و جنگل ها می تواند یکی از دلایل اساسی مهاجرت گسترده مردم به کشورهای دیگر باشد. هر چند که باید بپذیریم که در جهان فعلی همه‌ی کشورها در تخریب محیط زیست نقش پر رنگی دارند.

آخرین مقالات

error: Content is protected !!